ابن الصوفي النسابة
101
المجدي في أنساب الطالبيين
هو في البيت » نسّابهها وعلماء وأهل نظر از طالبيان را بر آن داشت كه شناسنامهء اين ذرّيهء طيّبه را با تأليف كتب أنساب وتدوين جرائد وترسيم وتحرير مشجّرات ومبسوطات تا آنجا كه ممكن است وبنحوى جامع ومانع ، فرآهم آورند ، تا كسى از سادات وشرفا از قلم ساقط نشود ، ويا افراد مجهول الحال والهويّهاى بنا به مطامع دنياوى ، بي جاو وبي دليل خود را بدين نسب وشرف منسوب ومشرّف نسازد ، وخصوصا پس از آنكه در أواخر قرن سوم موضوع نقابت طالبيّين پيش آمد ، و « نقابت » يكى از تشكيلات رسمي مملكتي در حوزهء ادارى حكومت شناخته شد ، وبر هر بلدي يكى از محترمترين طالبيان به نقابت وإشراف بر كليّهء طالبيان وأشراف آن بلد ، از طرف نقيب النقباء كه خود أو را سلطان وقت معيّن مىكرد ، ورتبهء عالي ودر عرض وزارت را در دستگاه دولتي دارا بود منصوب مىشد ، اين كتب انساب وجرائد ومشجّرات همواره مستند كلّيهء أمور رسمي وادارى راجع به طالبيان بشمار مىرفت ، وهر كه نامش در آن جرائد ومشجّرات ثبت نشده بود « سيّد » و « شريف » شناخته نمى شد ، وبديهي است براي تهيّهء آن جرائد ومشجّرات فحص وبحث كامل واستقراء لازم مبذول مىشد . در جاى جاى متن « المجدى » بسيار سخن از اين جرائد ومشجّرات كه دعاوى نسب بر آن أساس حلّ وفصل مىشد آمده است ، واين رويّهء مرضيّهء يعنى تأليف كتب انساب علويان ، وتدوين مشجّرات آن ، تاكنون ادامه دارد ، وپس از اين هم دوام خواهد داشت . وگمان نمىرود كه تأليف چنين مبسوطات ومشجّراتى براي ديگر خاندانها وبيوت عرب يا غير عرب مسلمان ( مگر در موارد سلاطين عثمانى يا ديگر